در اسلام غدیر، حکومت ملکِ طلقِ حاکم نیست. اصلا ملک او نیست، عاریت است و امانت. تمام کسانی که در این حکومت، پست و مقام دارند، امانت دارانند. در فرهنگ علوی، پست و منصب، صراط است؛ نه نردبان ترقی و ثروت. اسلام علی، امانت را ضدّ خیانت می داند و «خیانت را در آتش».

علی (علیه السلام)  علاوه بر اینکه خودش به طور مستقیم بر کارگزاران و عاملانش آگاهی و اشراف دارد، جاسوسان و مخبرانی هم برمی گزیند تا به شکل نامرئی و پنهانی، عاملان و پست دارانِ حکومتی و رفتارشان را رصد کنند و به امام گزارش کنند.

در اسلام غدیر، حکومت ملکِ طلقِ حاکم نیست. اصلا ملک او نیست، عاریت است و امانت. تمام کسانی که در این حکومت، پست و مقام دارند، امانت دارانند.

در فرهنگ علوی، پست و منصب، صراط است؛ نه نردبان ترقی و ثروت. اسلام علی، امانت را ضدّ خیانت می داند و «خیانت را در آتش»

در فرهنگ غدیر، بر مردم و رفتار مردمان، جاسوس نمی نهند، بلکه بر کارگزاران و حاکمان جاسوس می گزارند.

شبکه بازرسی مخفی و علنی حکومت علی، بر مردم نبود، بلکه بر خود حکومت و حاکمان بود.

در چند جای نهج البلاغه و دیگر کتب، نامه هایی می بینیم که امام (علیه السلام)  برای عاملانش در شهرها و کشورهای مختلف می نویسد و از واژه «عین: جاسوس» یا «عیون: جاسوسان» استفاده می کند. جاسوسانم برایم خبر آورده اندکه تو (ای والی و ای حاکم) چنین و چنان کرده ای.

در عهدنامه اش، به مالک اشتر فرمان می دهد که به عنوان یک تدبیر مدیریتی، جاسوسانی امین برگزیند. چنان که پیشتر گفتیم، امام (علیه السلام)  جاسوس را بر کارگزاران و کارمندان می گمارد، نه رعیّت و مردمان.

جاسوسانِ علی، بر حکومتند برای مردم، نه بر مردم برای حکومت.

با فرستادن جاسوسان و نیروهای مخفی راستگو و باوفا، کارهای کارمندان و کارگزارانت را زیر نظر بگیر. بازرسی مداوم پنهانی، سبب می شود که آنان به امانت داری و مدارا کردن به زیردستان تشویق شوند. اعوان و انصار خویش را سخت زیر نظر بگیر، اگر یکی از آنها دست به خیانت زد و ماموران سرّی تو، متّفقا چنین گزارشی دادند، به همین مقدار از شهادت اکتفا کن و او را تازیانه بزن و به مقدار خیانتی که کرده کیفر کن.

امام (علیه السلام) نامه ی دیگری برای عثمان بن حنیف، استاندار بصره می نویسد و او را بسیار عتاب می کند:

ای پسر حنیف! برایم خبر آورده اند که ثروتمندی از اهل بصره تو را مهمان کرده است، تو نیز شتابان پذیرفتی. سفره ای رنگین و پربار. افسوس، گمان نمی کردم  که تو کسی باشی که بر سفره ای حاضر شوی که جای فقیران بر سر آن خالیست و توانگران اطرافش را گرفته اند و پر کرده اند.

شلاق انتقاد علی بر مردم نیست، بر نیروها و کارگزارانی است که خودش انتخابشان کرده است. و طرفه آنکه، او را عتاب می کند که بر سفره ای نشسته ای که فقیران اطرافت نبوده اند! مشکل علی با سفره نیست، مشکلش با سفره نشینان است.

شگفتی در شگفتی!

به علی (علیه السلام)  خبر می دهند، ابن هرمة، متصدی امور اقتصادی منطقه اهواز، رشوه گرفته و در بیت المال خیانت کرده است.

امام (علیه السلام)  فورا به رفاعه، فرماندار ناحیه ی اهواز نامه ای می نویسد و دستور حکومتی صادر می کند. این دستور بسیار شگفت و طاقت سوز است. آن امامی که در برابر فقیران و یتیمان اشک می ریزد و فروتنی می کند، در قبال کسی که به مال یتیم دست درازی کرده باشد، با قاطعیت و اقتدار تمام برخورد می کند. قسمتی از نامه این چنین است:

ای رفاعه! زمانی که نامه ام را خواندی، درباره ی ابن هرمة مسوول بازار اهواز چنین کن:

بلافاصله عزلش کن، مسامحه و مماشات نکن، و او را چنانکه هست، بی کم و بیش به مردم معرفی کن. او را حبس کن، و اگر در مجازات او کوتاهی کنی خودت را عزل می کنم، این حکم خداست و باید اجرایش کنی.

او را در نماز جمعه پیش چشم مردم شلاق بزن تا مردم ببینند. او را در کوچه ها و بازار اهواز بگردان تا همه ببینند و هرکس طلبی و مدرکی دارد، طلبش را از او بستاند.

پایش را در زنجیر کن و به جز وقت نماز، زنجیرش را باز نکن. در زندان ملاقاتی نداشته باشد تا راه پاسخگویی به دادگاه را به او نیاموزند و او را به آزادی امیدوار نکنند.

شبانگاهان وقتی زندانیان را برای هواخوری بیرون می بری او را نبر، مگر بترسی که بمیرد. اگر بدنش کشش داشت یک ماه بعد، یک نوبت دیگر هم ۳۵ ضربه شلاق به او بزن.

گزارش عملکردت را در این باره برایم مکتوب بفرست و بگو که بعد این خائن چه کسی را انتخاب کرده ای.

حساسیت امیرالمومنین (علیه السلام)  درباره اموال عمومی، بسیار عجیب است. عقول در برابر این نامه امام مبهوت می ماند.

دقت کنید! امام نه تنها به فرماندار بصره دستور مخفی کردن و پوشاندن مساله را نمی دهد بلکه فرمان می دهد او را رسوا کند تا همه بدانند و بشناسند. او خیانت کرده و آبروی حکومت دینی و خدا را ریخته است، پس تو هم آبروی او را بریز.

منبع :مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت (ع)